مادر شهید سعید گلریز از آخرین وعده فرزندش پیش از شهادت در جریان حمله رژیم صهیونیستی روایت می‌کند

اخرین آپدیت در شهریور 21, 1405 توسط حمید رضا گیلانی

داستان زندگی سعید گلریز، جوانی پرتلاش از شهرستان صومعه‌سرا، روایتی از ایستادگی در برابر ناملایمات روزگار و وفاداری به خانواده است. او که عمر کوتاه اما پربار خود را وقف کار و خدمت به عزیزانش کرده بود، سرانجام در جریان تحولات اخیر و حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

image

گذری بر زندگی و مجاهدت شهید سعید گلریز در مسیر کار و تلاش

سعید گلریز، فرزند حسن، در دوازدهم آبان سال ۱۳۷۴ متولد شد. او از همان دوران کودکی با ویژگی‌هایی نظیر آرامش، ادب و سخت‌کوشی شناخته می‌شد. با وجود حوادث تلخی که در دوران کودکی و جوانی برایش رخ داد، از جمله سوختگی شدید در یک‌سالگی و از دست دادن دو انگشت در سانحه رانندگی، هرگز تسلیم نشد و مسیر زندگی خود را با قدرت ادامه داد. پس از اتمام دوران خدمت سربازی در نیروی دریایی، او با کار بنایی در کنار پدر، تجربه کار در شرکت‌های آسانسور و پیک موتوری در تهران، الگویی از یک جوانِ متکی به نفس را به تصویر کشید.

آخرین وعده؛ روایت مادر از لحظات پیش از شهادت سعید گلریز

با بالا گرفتن تنش‌ها و حمله دشمن آمریکایی – صهیونی به تهران، نگرانی مادر سعید برای فرزندش به اوج خود رسید. تماس‌های پی‌درپی برای بازگشت او به زادگاهش آغاز شد، اما سعید که درگیر مسئولیت‌های شغلی بود، وعده داد که تنها دو روز دیگر خود را به خانواده می‌رساند. این دو روز، آخرین وعده او به مادر بود؛ چرا که در دوازدهم اسفند ۱۴۰۴، سعید گلریز در جریان این حملات به شهادت رسید.

مادر این شهید بزرگوار در گفتگو با خبرنگار ما ضمن بیان ویژگی‌های اخلاقی فرزندش، دو نکته مهم را درباره شخصیت و باورهای او برجسته کرد:

او همواره به فکر تأمین رفاه خانواده، همسر و دختر سه‌ساله‌اش بود و در سخت‌ترین شرایط کاری، پیگیر حال مادر بیمار خود می‌شد.

مادر شهید با اشاره به خوابی که پس از شهادت سعید دیده است، این واقعه را تداعی‌کننده آیه ۱۵۴ سوره بقره و باور قلبی به زنده بودن شهدا در نزد پروردگار می‌داند.

پیکر پاک شهید سعید گلریز در شانزدهم اسفند ۱۴۰۴ در زادگاهش، صومعه‌سرا، با حضور پرشور مردم تشییع و به خاک سپرده شد تا یاد و خاطره این جوان پرتلاش به عنوان نمادی از شهادت در مسیر کار و خدمت در اذهان باقی بماند. اکنون برای خانواده، تنها خاطراتی شیرین از مهربانی‌های او و خانه پر از عکسی باقی مانده که هر گوشه‌اش روایتی از زندگی کوتاه اما اثرگذار سعید است.

پایگاه خبری دیارگیل


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *