روایت صد شب ایستادگی در رشت؛ مردمی که خستگی نمی شناسند

اخرین آپدیت در خرداد 19, 1405 توسط حمید رضا گیلانی

از نیمه خرداد گذشتیم، از آخرین روزهای زمستان تا آخرین نفس‌های فصل بهار. حالا صد شب است که مردم رشت، طبق قرار همیشگی، در میدان شهدای ذهاب پرچم به دست در گوشه و کنار خیابان ایستاده‌اند. ایستادنی که دنیا را مبهوت ملت جمهوری اسلامی ایران کرده است. برای این مردم، خستگی معنا ندارد. آنها ثابت کردند که هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند این روزها و شب‌ها را، این ایستادن‌ها و الله‌اکبر گفتن‌ها را توصیف کند.

«این پرچم کفن ماست»؛ پیرمردی که از جان مایه می‌گذارد

اکبر آقا پرچمش را نشان می‌دهد و با زبان شیرین گیلکی می‌گوید: این پرچم کفن ماست، عشق ماست. پای این پرچم جان می‌دهیم. صحبتش را ادامه می‌دهد: اگر رهبرم دستور بدهد، هزار شب دیگر هم به خیابان می‌آییم و خسته نمی‌شویم. امن ایسه‌ایم (ایستاده‌ایم). به خدا اگر صد سال هم به پای کار باشیم، یا شهید می‌شویم یا پیروز. دشمنان زیادی داریم و تنها راه غلبه، حرف زور است وگرنه نابودمان خواهند کرد.

«مشت محکمی بر دهان دشمن»؛ روایت یک زن از صد شب بی‌خوابی

طیبه خانم با صدایی آرام اما قاطع می‌گوید: اگر صد شب در میدان هستیم برای این است که مشت محکمی بر دهان دشمن باشیم تا خیال حمله به کشورمان به سرش نزند. امشب مثل صد شب گذشته با عشق به رهبرمان به خیابان آمدیم. نمی‌دانیم چند شب دیگر ادامه خواهد شد اما خسته نیستیم و خسته نمی‌شویم. چون کشورم را دوست دارم، وطنم را دوست دارم.

دو پیام کلیدی مردم رشت در صد شب ایستادگی

  • «وعده رهبر شهیدمان»: زنی در میان جمعیت با در دست داشتن عکس رهبر گفت: این ایستادن، جواب دندان‌شکن به دشمنانی است که جز تهدید حرفی برای گفتن ندارند. طبق وعده رهبر شهیدمان، تا ۲۵ سال دیگر اثری از این دشمنان نخواهد بود.
  • «تا آخرین قطره خون»: حسین، دانشجوی جوانی که دو پرچم بر دوش دارد، می‌گوید: آمدنمان به خیابان تنها یک دلیل دارد؛ عشق به وطن و رهبرمان. خسته نیستیم و تا آخر و تا نابودی کامل دشمن پای کشورمان می‌مانیم. تا آخرین قطره خونی که در رگ‌هایمان داریم.

بتول پیشداد با دشمنش چند کلامی صحبت دارد: نابودی‌تان نزدیک و حتمی است. به هیچ بهانه‌ای در داخل و خارج دلخوش نباشید. با خفت و ذلت از منطقه اخراج خواهید شد. تا آخر ایستاده‌ایم. برای شهادت آماده‌ایم. پای انقلاب، پای وطن و پای رهبرمان تا آخرین لحظه هستیم. از هیچ چیز نمی‌ترسیم به جز زندگی با ذلت.

امروز زن، مرد، پیر و جوان تنها یک کلمه بر زبان دارند؛ «ایران». همین یک کلمه خودش یک طوماری به بلندای سرزمینی با قدمت و اصالت است. بعد از گذشت پنج دهه از عمر انقلاب، امروز بیرقی به وسعت یک جهان و نامی به عظمت یک تاریخ دارد. همان کشوری که نامش ایران است و ارتشی نود میلیونی دارد. روزی که حاج قاسم گفت «جمهوری اسلامی ایران حرم است و باید برای حفظ آن با تمام وجود بایستیم»، شاید باور نمی‌کردیم روزی بیاید که در گوشه‌ای از روایت‌هایمان بنویسیم: صد شب از دفاع مردمی می‌گذرد که با تمام وجود برای وطن، برای خاک، برای کشورشان ایستادند.

پایگاه خبری دیارگیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *