جمعه, 25 آبان 1397

ذبح شرعیِ خوک برای قیمه نذریِ حاج‌خانم!

سه شنبه, 02 مرداد 1397 00:00

 صادق فرامرزی، یکی از کاربران شبکه های اجتماعی در متنی نوشت:

نقل است که معاویه در یکی از دو حج عمر خود و در پی فراهم ساختن مقدمات ولیعهدی یزید با حضرت حسین(ع) وارد گفتگو شد و از او خواست که ولیعهدی یزید را بپذیرد... امام به او گفت چگونه با ولیعهدی او موافقت کنم مادامی که پدرم، مادرم و خودم از پدر، مادر و خود یزید شایسته ترند؟ معاویه جواب داد که قبول دارم مادر تو بهتر از مادر اوست اما خدا پدر او را بر پدر تو پیروز کرد و او بر تو شایسته تر است! حضرت جواب دادند که آیا یزید شرابخوار از من بهتر است؟ که معاویه به میان کلامش پرید و گفت مومن چرا غیبت پسرعمویت را می کنی در حالی که او هیچگاه غیبت تو را نمی کند پس ببین که او از تو مومن تر است!


حکایت این روزها ما و منادیان تشیع اموی همین است، آنها که در سخت ترین زمانه مردم خود می خورند و می خرامند و به ریش سنت حکمرانی علی(ع) خنده تفاخر می کنند و جواب نقد را با حدیث از حفظ آبروی مومن می دهند... اسلامی که بجای مشت گره خورده انقلابی برای درآوردن حق مستضعفین از حلقوم اغنیا ماله کش ثروت آنها شود همان است که غیبت یزید را حرام و لعن علی را مباح می دارد... تشیع اموی تشیع آنهاست که لگد بر گلوی فقیر می زنند و تکاثر خود را موهبت الهی می دانند.

تشیع اموی به سکون وضع موجود رای می دهد و تغییر مناسباتش را خلاف تقدیر الهی می بیند، تشیع اموی همین اسلام لاکچری مآب است که حجابش به نیت مولا با ۱۱۰ قلم برند خارجی تامین می شود و زیارت امام غریبانش جز از دروازه هتل درویشی محقق نمی شود، این تشیع آنقدر گسترده است که از پدر آقازاده تا نوه زاده را پوشش می دهد... تشیع اموی همین تشیع "ما داریم و کاش دیگران هم داشته باشند" است، تشیع اموی ذبح شرعی گوشت خوک برای قیمه نذری حاج خانم است که هرسال در خیابان فرشته بی کم و کاست و قربة الی الله برگزار می شود!... تشیع اموی همین احادیث است که حافظ آبروی ثروتمند می شود اما مدافع شکم فقیر نمی شود!

در روزگار عکس یادگاری «الف.م» بهتر است شبیه «ص» باشیم... بهتر است به این بابا زاده های عصرمان حالی کنیم که این کاخ خضراء اگر با پول بیت المال بوده حرام است و اگر با پول حلالی خریده شده اسراف است...ما نباید با شگرد های زمانه ابوسفیان به جدال معاویه ها برویم. این تشیع که لباسش علوی است و خیاطش اموی تنها با منطق ابوذر رسوا می شود...جنگی که در آن صدای ما را بعضا با ختم صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص) قطع می کنند...جنگ ما همان جنگ بچه پابرهنه های گل کوچیک بازی کن با پسربچه های پررو که توپ چهل تیکه شان را به رخ تاول پاها می کشیدند!

نظر دادن

آخرین اخبار

كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است.